diets

di·ets/daɪəts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): diets

اسم — رژیم‌ها

رژیم‌هاتغذیه

عادت‌های غذایی برنامه‌ریزی‌شده برای کنترل سلامت یا وزن

Planned food habits to regulate health or weight

«او چند رژیم غذایی را دنبال می‌کند.»

She follows several diets.

«رژیم‌ها می‌توانند به کاهش وزن کمک کنند.»

Diets can help lose weight.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): dietedpast participle (مفعولی): dieted-ing (حال): dieting3rd (سوم): diets

فعل — رژیم گرفتن

رژیم گرفتن

رژیم خاصی را برای خوردن دنبال کردن

Follows a specific way of eating

«او برای حفظ تناسب اندام رژیم می‌گیرد.»

He diets to stay fit.

«بسیاری بعد از تعطیلات رژیم می‌گیرند.»

Many people diet after holidays.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000