dignifying

dig·ni·fy·ing/ˈdɪɡnɪfaɪɪŋ/
dignifyto make worthy or honorable-ingpresent participle or gerund form
verb (فعل)formal-ing (حال): dignifying3rd (سوم): dignifies

فعل — باوقار کردن

باوقار کردنشرافتمند کردن

باعث می‌شود چیزی یا کسی شایسته و محترم به نظر برسد

making something or someone appear worthy or honorable

«احساس کرد جایزه باعث شد کار سختش محترم شود.»

She felt the award dignified her hard work.

«مراسم، زحمات داوطلبان را باوقار می‌کند.»

The ceremony dignifies the contributions of volunteers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
honorبه افتخار شناختن

رسمی. برای نشان دادن احترام به کار می‌رود و در موقعیت‌های رسمی جایگزین dignify می‌شود.

Formal. Used to show respect or give recognition; can replace 'dignify' when emphasizing respect formally.

elevateبالا بردن

رسمی. به معنای ارتقاء رتبه یا موقعیت است و وقتی تمرکز بر ارتقا باشد جایگزین dignify می‌شود.

Formal. Means to raise in rank or status. Can replace 'dignify' when focusing on raising status.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000