dimmy

dim·my/ˈdɪmi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dimmiersuperlative (عالی): dimmest

صفت — کم‌نور

کم‌نورمبهم

نامشخص یا کم‌نور؛ مبهم یا کمی تار.

Not clear or bright; dim or slightly blurred.

«اتاق کم‌نور بود و دیدن سخت بود.»

The room was dimmy and hard to see in.

«نور کم‌نور خواندن را دشوار کرد.»

The dimmy light made reading difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dimکم‌نور

کلمه رایج که اغلب در مکالمات غیررسمی با dimmy قابل تعویض است.

Common word, often interchangeable with dimmy, especially in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000