dip into
dip in·to/dɪp ˈɪntu/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — دست بردن به
دست بردن بهاز ذخیره خرج کردن
از بخشی از پول یا منابع ذخیره استفاده کردن است.
To use part of a supply of money or resources.
«از پساندازمان خرج کردیم.»
“We dipped into our savings.”
«او از صندوق پول برداشت کرد.»
“She dipped into the fund.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — سرسری نگاه کردن
سرسری نگاه کردنکمی وارد شدن
نگاهی کوتاه به کتاب، موضوع یا فعالیتی انداختن است.
To look briefly at a book, subject, or activity.
«دیشب کمی از کتاب را خواندم.»
“I dipped into the book last night.”
«او برای تفریح کمی تاریخ میخواند.»
“He dips into history for fun.”