directs

di·rects/dəˈrɛkts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): directedpast participle (مفعولی): directed-ing (حال): directing3rd (سوم): directs

فعل — هدایت کردن

هدایت کردنکارگردانی کردن

هدایت یا مدیریت عملیات یا فعالیت‌های چیزی

manages or guides the operations or activities of something

«او تیم بازاریابی شرکت را هدایت می‌کند.»

She directs the company’s marketing team.

«کارگردان صحنه‌های فیلم را کارگردانی می‌کند.»

The director directs the movie scenes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
managesمدیریت می‌کند

متداول است. اغلب هنگام اشاره به هدایت یا کنترل فعالیت‌ها جایگزین است.

Common. Often interchangeable when referring to guiding or controlling activities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000