در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که رودههایش برداشته شدهاند؛ عمل خارج کردن اندامهای داخلی (گذشته فعل).
Having had the bowels removed; to remove internal organs (past tense).
«ماهی قبل از پختن رودهبرداری شده بود.»
“The fish was disboweled before cooking.”
«او حیوان را در خلال عملیات رودهبرداری کرد.»
“He disboweled the animal during the procedure.”