disbelieving

dis·be·liev·ing/ˌdɪsbɪˈliːvɪŋ/
dis-negationbelieveto accept as true
adjective (صفت)common

صفت — باور نکردنی

باور نکردنیمشکاک

نمایانگر شک یا ناباوری؛ مردد و تردیدآمیز.

Showing doubt or disbelief; skeptical.

«او به او نگاهی شکاکانه انداخت.»

She gave him a disbelieving look.

«لحن ناباورانه‌اش شک او را نشان می‌داد.»

His disbelieving tone revealed his doubt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skepticalشکاک

رسمی. به معنای داشتن شک درباره حقیقت.

Formal. Means having doubts about truth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000