disbar

dis·bar/dɪsˈbɑːr/
dis-negationbarto exclude or prohibit
verb (فعل)formalpast (گذشته): disbarredpast participle (مفعولی): disbarred-ing (حال): disbarring3rd (سوم): disbars

فعل — محروم کردن از وکالت

محروم کردن از وکالتاز کار برکنار کردن

کسی را به طور رسمی از حق وکالت محروم کردن

To officially remove someone from the legal profession

«وکیل به خاطر رفتار غیراخلاقی از وکالت محروم شد.»

The lawyer was disbarred for unethical conduct.

«پس از تحقیقات با محرومیت از وکالت مواجه شد.»

He faced disbarment after the investigation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expelاخراج کردن

رسمی. اخراج کلی از یک سازمان یا حرفه.

Formal. General removal from an organization or profession.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000