در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حفر کردن و بیرون آوردن چیزی که دفن شده، مخصوصاً جسد از قبر.
To dig up something buried, especially a corpse from a grave.
«باستانشناسان اشیای قدیمی را از محل دفن بیرون آوردند.»
“The archaeologists disinterred ancient artifacts from the burial site.”
«آنها مجبور شدند جسد را برای انجام یک تحقیق مناسب بیرون بیاورند.»
“They had to disinter the body to conduct a proper investigation.”
رسمی. میتواند به جای disinter هنگام اشاره به بیرون آوردن اشیای دفنشده به کار رود، اما معنای کلیتری دارد و کمتر به قبر اشاره میکند.
Formal. Can replace 'disinter' when referring to digging up buried objects, but 'excavate' is more general and less specific to graves.
معمولیتر و کمی کمتر رسمی نسبت به disinter، شامل بهطور کلی بیرون آوردن چیزهای پنهان یا دفن شده است، از جمله اجساد.
Commonly used synonym, slightly less formal than 'disinter', applies broadly to digging up hidden or buried things including bodies.