disinterred

dis·in·tered/ˌdɪs.ɪnˈtɜːrd/
dis-reverseinterto bury
adjective (صفت)formal

صفت — کندن از قبر

کندن از قبراز خاک بیرون آوردن

که از قبر یا محل دفن خارج شده باشد.

Having been dug up from a grave or tomb.

«جسد خارج‌شده از قبر توسط پزشکان مورد بررسی قرار گرفت.»

The disinterred body was examined by doctors.

«اجساد خارج‌شده از خاک توسط باستان‌شناسان مورد مطالعه قرار گرفت.»

Disinterred remains were studied by archaeologists.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000