disjunct

dis·junct/ˈdɪs.dʒʌŋkt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more disjunctsuperlative (عالی): most disjunct

صفت — جدا

جدامتصل نشده

جدا شده یا جداافتاده؛ به هم وصل نیستند.

Separated or disconnected; not joined together.

«قسمت‌های جدا شده باید تعمیر شوند.»

The disjunct parts need fixing.

«ایده‌های آن‌ها جداافتاده و نامشخص بود.»

Their ideas were disjunct and unclear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disconnectedنا مربوط

شایع است؛ به معنی وصل نشده؛ معنای مشابه.

Common. Means not connected; similar meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000