در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فاقد شهرت یا اعتبار خوب؛ معمولاً به عنوان بیارزش یا غیرقابل اعتماد شناخته میشود.
Not having a good reputation; considered dishonorable or untrustworthy.
«او به عنوان یک تاجر بدسابقه شناخته میشد.»
“He was known as a disreputable businessman.”
«محله بدسابقه توسط بیشتر اهالی اجتناب میشد.»
“The disreputable neighborhood was avoided by most locals.”
رایج. هنگامی که به عدم اعتماد یا صداقت اشاره میشود به صورت متقابل استفاده میشود، مثلا «شخص غیرقابل اعتماد».
Common. Used interchangeably when emphasizing lack of reliability or honesty, e.g. 'untrustworthy person'.
رسمی. زمانی بهکار میرود که بر شکست اخلاقی تأکید شود؛ لحن شدیدتری نسبت به «بدسابقه» دارد.
Formal. Used when emphasizing moral failings; more severe in tone than 'disreputable'.