verb (فعل)commonpast (گذشته): dissembledpast participle (مفعولی): dissembled-ing (حال): dissembling3rd (سوم): dissembles
فعل — وانمود کردن
وانمود کردنجعلی نشان دادنپنهان کردن
گذشته dissemble؛ پنهان کردن احساسات یا نیتهای واقعی با وانمود کردن
Past tense of 'dissemble'; to conceal true feelings or intentions by feigning.
«او خشم واقعیاش را پشت چهره آرام پنهان کرد.»
“He dissembled his true anger behind a calm face.”
«او وانمود کرد تا از رویارویی اجتناب کند.»
“She dissembled to avoid confrontation.”