dissecting

dis·sect·ing/dɪˈsɛktɪŋ/
dis-apart / awaysectto cut-ingaction / process
verb (فعل)commonpast (گذشته): dissectedpast participle (مفعولی): dissected-ing (حال): dissecting3rd (سوم): dissects

فعل — کالبدشکافی کردن

کالبدشکافی کردنتشریح کردنتجزیه و تحلیل کردن

عمل بریدن بدن یک حیوان یا گیاه یا بخشی از آن به منظور مطالعه اجزای داخلی آن، یا تجزیه و تحلیل و بررسی چیزی با جزئیات.

The act of cutting up an animal or plant body or a part of it in order to study its internal parts, or to analyze and examine something in detail.

«دانش‌آموزان در کلاس زیست‌شناسی در حال تشریح قورباغه هستند.»

The students are dissecting a frog in biology class.

«کمیته ساعت‌ها صرف تجزیه و تحلیل پیشنهاد جدید کرد.»

The committee spent hours dissecting the new proposal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
analyzingتحلیل کردن

رایج. وقتی به تجزیه چیزی انتزاعی به اجزایش برای مطالعه اشاره دارد قابل جایگزینی است. 'تحلیل داده‌ها' درست است، اما 'تحلیل یک قورباغه' نه.

Common. Interchangeable with 'dissecting' when referring to breaking down something abstract into its components for study. 'Analyzing data' works, but you wouldn't 'analyze a frog'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000