dissuaded

dis·suad·ed/dɪˈsweɪdɪd/
dis-negative prefixsuadeto persuade
verb (فعل)commonpast (گذشته): dissuadedpast participle (مفعولی): dissuaded-ing (حال): dissuading3rd (سوم): dissuades

فعل — برحذر داشت

برحذر داشتمنصرف کرد

کسی را از انجام کاری بازداشت یا منصرف کرد.

(Past tense) Persuaded someone not to do something.

«او او را از ترک شغل منصرف کرد.»

She dissuaded him from quitting his job.

«آنها مرا از خرید ماشین منصرف کردند.»

They dissuaded me from buying the car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discouragedدلسرد کرد

رایج. در ممانعت یا جلوگیری از انجام کاری معنی مشابه دارد.

Common. Similar meaning in preventing an action, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000