dissolutely

dis·so·lute·ly/ˈdɪsəˌluːtli/
dis-notsoluteloosened
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): dissoluteposition (جایگاه): end

قید — بی‌بندوبارانه

بی‌بندوبارانهبی‌پروانه

به شکلی که از نظر اخلاقی بی‌بندوبار یا افراط‌آمیز باشد.

In a way that is morally unrestrained or indulgent; licentiously.

«او به طور بی‌بندوبارانه و بدون توجه به دیگران زندگی می‌کرد.»

He lived dissolutely without care for others.

«شخصیت در رمان به طور بی‌پروانه رفتار می‌کرد.»

The character acted dissolutely in the novel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000