در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی که از نظر اخلاقی بیبندوبار یا افراطآمیز باشد.
In a way that is morally unrestrained or indulgent; licentiously.
«او به طور بیبندوبارانه و بدون توجه به دیگران زندگی میکرد.»
“He lived dissolutely without care for others.”
«شخصیت در رمان به طور بیپروانه رفتار میکرد.»
“The character acted dissolutely in the novel.”