distaff

dis·taff/ˈdɪstæf/
1noun (اسم)archaicplural (جمع): distaffs

اسم — دوک نخ‌ریسی

دوک نخ‌ریسیمیله نگهدارنده الیاف

ابزاری در نخ‌ریسی برای نگه داشتن الیاف未ریسیده که به‌طور سنتی با کار زنان مرتبط است.

A tool used in spinning to hold the unspun fibers, traditionally associated with women or female work.

«او در نخ‌ریسی از دوک استفاده می‌کرد.»

She used a distaff while spinning wool.

«کارهای مربوط به دوک در گذشته عمدتاً توسط زنان انجام می‌شد.»

Distaff work was mainly done by women historically.

2adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more distaffsuperlative (عالی): most distaff

صفت — مربوط به زنان

مربوط به زنانجانب زنانه

مربوط به سمت زنانه یا زنان، به‌خصوص در زمینه‌های خانوادگی.

Relating to the female side or women, especially in family contexts.

«او از طرف زنانه خانواده بود.»

She belonged to the distaff side of the family.

«اقوام زنانه در گردهمایی حضور داشتند.»

Distaff relatives attended the reunion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000