ditches

ditch·es/ˈdɪtʃɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): ditches

اسم — نهرها

نهرهاگودال‌ها

جمع کلمه ditch؛ کانال‌های باریک و طولانی که برای زهکشی یا مرز کشیدن در زمین کنده شده‌اند.

Plural of ditch; long narrow channels dug in the ground for drainage or boundary.

«بعد از باران نهرها پر از آب شدند.»

The ditches were filled with water after the rain.

«کشاورزان برای آبیاری زمین‌هایشان نهر حفر کردند.»

Farmers dug ditches to irrigate their fields.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): ditchedpast participle (مفعولی): ditched-ing (حال): ditching3rd (سوم): ditches

فعل — رها می‌کند

رها می‌کندکنار می‌گذارد

شکل سوم شخص مفرد فعل ditch؛ رها کردن یا کنار گذاشتن کسی یا چیزی.

Third person singular of ditch; to abandon or get rid of something or someone.

«او هنگام تمیزکاری لباس‌های قدیمی‌اش را دور می‌اندازد.»

She ditches her old clothes when cleaning.

«او دوستانش را رها می‌کند تا تنها بیرون برود.»

He ditches his friends to go out alone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abandonرها کردن

اغلب غیررسمی؛ معنی مشابه با ditch به عنوان فعل.

Often informal; similar meaning to ditch as a verb.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000