disused

dis·used/dɪsˈjuːzd/
dis-negation, notusedemployed, utilized
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more disusedsuperlative (عالی): most disused

صفت — بیکار

بیکاراز رده خارج

دیگر استفاده یا به کار برده نمی‌شود.

No longer used or in operation.

«کارخانه از رده خارج اکنون موزه است.»

The disused factory is now a museum.

«آن‌ها ایستگاه راه‌آهن متروکه را بازسازی کردند.»

They renovated the disused railway station.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abandonedمتروکه

رایج. معمولاً با مفهوم قوی‌تر رهاشدگی و ترک‌شدگی نسبت به 'disused' است.

Common. Often with a stronger sense of neglect or desertion compared to 'disused'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000