dogmatically

dog·mat·i·cal·ly/dɒɡˈmætɪkli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): dogmaticposition (جایگاه): end

قید — به صورت قطعی

به صورت قطعیبا اصرار

به روشی که دیدگاه‌ها را به شدت و بدون توجه به نظرات دیگران بیان می‌کند.

In a way that asserts opinions very strongly and without consideration of others' beliefs.

«او درباره سیاست به صورت قطعی صحبت کرد.»

He spoke dogmatically about politics.

«او باوجود مخالفت به شدت اصرار داشت.»

She argued dogmatically despite opposition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000