doggy

dog·gy/ˈdɒɡi/
doga domesticated carnivorous mammal-gydiminutive / informal adjective suffix
1adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more doggysuperlative (عالی): most doggy

صفت — سگی

سگیشبیه سگ

شبیه سگ؛ دارای ویژگی‌های سگ.

Resembling a dog; characteristic of a dog.

«او تشویقی سگی را از روی زمین برداشت.»

She picked up the doggy treat from the floor.

«او به حیوان خانگی‌اش یک آغوش بزرگ سگی داد.»

He gave his pet a big doggy hug.

2noun (اسم)informalplural (جمع): doggies

اسم — هاپو

هاپوسگی (در زبان کودکانه)

یک اصطلاح غیررسمی یا کودکانه برای سگ.

An informal or childlike term for a dog.

«هاپوی کوچک با خوشحالی دم تکان داد.»

The little doggy wagged its tail happily.

«دخترم همیشه به جای 'سگ' می‌گوید 'هاپو'.»

My daughter always says 'doggy' instead of 'dog'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
puppyتوله سگ

روزمره. به طور خاص به سگ جوان اشاره دارد. 'هاپو' می‌تواند به هر سگی اشاره کند، اما اغلب به معنای محبت یا از دیدگاه کودکانه است. یک کودک ممکن است بگوید 'هاپو را ببین!'، در حالی که یک بزرگسال برای سگ جوان از 'توله سگ' استفاده می‌کند. وقتی به طور خاص سن را نشان می‌دهد، قابل تعویض نیست.

Everyday. Specifically refers to a young dog. 'Doggy' can refer to any dog, but often implies affection or a childlike perspective. A child might say 'Look at the doggy!', while an adult might use 'puppy' for a young dog. Not interchangeable when specifically denoting age.

poochسگ (عامیانه)

غیررسمی/عامیانه. یک اصطلاح غیررسمی و محبت‌آمیز برای سگ، شبیه 'هاپو' اما عموماً توسط بزرگسالان در بافت‌های غیررسمی استفاده می‌شود. 'پوچ' لزوماً مفهوم کودکانه 'هاپو' را ندارد. 'سگ من عاشق پیاده‌روی است' در مقابل 'هاپوی کوچک دارد بازی می‌کند'.

Informal/Slang. A casual and affectionate term for a dog, similar to 'doggy' but generally used by adults in informal contexts. 'Pooch' doesn't necessarily carry the childlike connotation of 'doggy'. 'My pooch loves walks' vs. 'The little doggy is playing'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000