doggle

dog·gle/ˈdɒɡəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): doggledpast participle (مفعولی): doggled-ing (حال): doggling3rd (سوم): doggles

فعل — تردید کردن

تردید کردندرنگ کردن

(غیررسمی، نادر) مردد بودن یا تردید کردن.

(Informal, rare) To hesitate or falter; to dither.

«او قبل از پاسخ دادن مردد بود.»

He doggled before answering the question.

«زیاد در مورد تصمیم تردید نکن.»

Don’t doggle over the decision too long.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000