doggishly

dog·gish·ly/ˈdɒɡɪʃli/
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): doggishposition (جایگاه): end

قید — به شکل سگ‌گونه

به شکل سگ‌گونهمطیعانه

به شکلی که شبیه رفتار سگ است؛ به صورت مطیع یا تسلیم.

In a manner resembling a dog; in a slavish or uncomplaining way.

«او با لبخندی مطیعانه به دوستش نگاه کرد.»

He smiled doggishly at his friend.

«او به طور مطیعانه پشت رهبرش رفت.»

She followed doggishly behind her leader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000