در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی که شبیه رفتار سگ است؛ به صورت مطیع یا تسلیم.
In a manner resembling a dog; in a slavish or uncomplaining way.
«او با لبخندی مطیعانه به دوستش نگاه کرد.»
“He smiled doggishly at his friend.”
«او به طور مطیعانه پشت رهبرش رفت.»
“She followed doggishly behind her leader.”