dogging

dog·ging/ˈdɒɡɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): doggedpast participle (مفعولی): dogged-ing (حال): dogging3rd (سوم): dogs

فعل — تعقیب کردن

تعقیب کردندنبال کردن

دنبال کردن کسی به‌طور مداوم و نزدیک، معمولاً برای مشاهده یا جاسوسی.

Following someone closely or persistently, often to watch or spy.

«خبرنگار تمام حرکات سیاستمدار را تعقیب می‌کرد.»

The reporter was dogging the politician's every move.

«احساس می‌کرد کسی دنبال حرکت‌هایش می‌رود.»

She felt like someone was dogging her steps.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tailingدنبال کردن

غیردرسی. دنبال کردن خیلی نزدیک، اغلب مخفیانه.

Informal. Very close following, usually secretive; similar to dogging.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000