tailing

tail·ing/ˈteɪlɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): tailedpast participle (مفعولی): tailed-ing (حال): tailing3rd (سوم): tails

فعل — تعقیب کردن

تعقیب کردندنبال کردن

تعقیب کردن کسی به صورت نزدیک و معمولاً مخفیانه.

The action of following someone closely, usually secretly.

«کارآگاه تمام روز مظنون را تعقیب می‌کرد.»

The detective was tailing the suspect all day.

«او متوجه شد کسی او را تا خانه تعقیب می‌کند.»

She noticed someone tailing her home.

تفاوت با واژه‌های مشابه
followingدنبال کردن

معمول. معنی مشابه اما tailing بار معنایی تعقیب مخفیانه دارد.

Common. Similar meaning but 'tailing' implies secret or close following.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000