اسم — دنبالکننده
شخص یا چیزی که از نزدیک دیگری را دنبال میکند.
A person or thing that follows closely behind another.
«کارآگاه یک دنبالکننده استخدام کرد تا مظنون را زیر نظر بگیرد.»
“The detective hired a tailer to watch the suspect.”
«او به یک دنبالکننده سرسخت روندهای مد تبدیل شد.»
“He became a persistent tailer of fashion trends.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. کلیتر از 'tailer' است، میتواند به کسی که به یک عقیده یا رهبر پایبند است، یا صرفاً پشت سر کسی راه میرود، اشاره کند. در مورد دنبال کردن فیزیکی واقعی قابل جایگزینی است، اما 'tailer' اغلب به دنبال کردن مداومتر یا مخفیانهتر اشاره دارد.
Common. More general than 'tailer', can refer to someone who adheres to a belief or leader, or simply walks behind. Interchangeable when referring to literal physical following, but 'tailer' often implies a more persistent or covert following.
غیررسمی/استعاری. اغلب به عنوان فعل ('سایه کسی را دنبال کردن') یا اسم ('یک سایه') استفاده میشود. به دنبال کردن پنهانی، نزدیک و مداوم اشاره دارد. در بافت نظارتی، معنای بسیار مشابهی با 'tailer' دارد.
Informal/Figurative. Often used as a verb ('to shadow someone') or noun ('a shadow'). Implies covert, close, and persistent following. Very similar in meaning to 'tailer' in a surveillance context.