doggedly

dog·ged·ly/ˈdɒɡɪdli/
doggedpersistent, tenacious-lyin a way that
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): doggedposition (جایگاه): end

قید — به سختی

به سختیمصرانه

به شکلی مستمر و مصمم، بدون تسلیم شدن.

In a persistent and determined manner, refusing to give up.

«او با اصرار کار کرد تا مشکل را حل کرد.»

She worked doggedly until she solved the problem.

«تیم با جدیت برای پیروزی تلاش کرد.»

The team pursued victory doggedly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistentlyپیوسته

رایج. در اغلب مواقع که به تلاش مداوم اشاره دارد قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in most contexts when emphasizing continued effort.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000