doggoned

dog·goned/ˈdɒɡ.ənd/
adjective (صفت)informal

صفت — لعنتی

لعنتیبسیار

غیررسمی، برای تأکید یا ابراز ناراحتی استفاده می‌شود؛ مشابه 'لعنتی'.

Informal, used to express emphasis or annoyance; similar to 'damned'.

«آن ماشین لعنتی دوباره روشن نمی‌شود!»

That doggoned car won’t start again!

«بعد از کار خیلی خسته‌ام.»

I’m doggoned tired after work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
damnedلعنتی

غیررسمی و قوی؛ بیشتر از doggoned توهین‌آمیز است.

Informal and strong, more offensive than doggoned.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000