dogleg

dog·leg/ˈdɒɡleɡ/
dogcanine animalleglimb
1noun (اسم)commonplural (جمع): doglegs

اسم — پیچ تند

پیچ تندخمیدگی سگی

یک پیچ یا خم تند در چیزی که شبیه پای خم شده سگ است، معمولاً در جاده‌ها، زمین‌های گلف یا لوله‌ها دیده می‌شود.

A sharp bend or turn in something, resembling the bent leg of a dog, often found in roads, golf courses, or pipes.

«آن سوراخ گلف یک پیچ سگی تند به چپ داشت.»

The golf hole had a sharp dogleg to the left.

«رانندگان باید مراقب پیچ تند در جاده کوهستانی باشند.»

Drivers must be careful of the dogleg in the mountain road.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bendپیچ

رایج. یک اصطلاح کلی برای انحنا یا پیچ است، کمتر از 'dogleg' خاص است. 'پیچ در جاده' بسیار رایج است، در حالی که 'dogleg در جاده' به یک پیچ تند و زاویه‌دار اشاره دارد.

Common. A general term for a curve or turn, less specific than 'dogleg'. 'Bend in the road' is very common, whereas 'dogleg in the road' is more specific to a sharp, angular turn.

turnگردش

روزمره. به تغییر جهت اشاره دارد. 'Turn' گسترده‌تر است و می‌تواند تدریجی یا تند باشد. 'Dogleg' نوع خاصی از پیچ تند است.

Everyday. Refers to a change in direction. 'Turn' is broader and can be gradual or sharp. A 'dogleg' is a particular type of sharp turn.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): dogleggedpast participle (مفعولی): doglegged-ing (حال): doglegging3rd (سوم): doglegs

فعل — پیچیدن تند

پیچیدن تندخم شدن ناگهانی

به صورت یک پیچ یا خم تند چرخیدن یا خم شدن.

To make a sharp bend or turn.

«مسیر از میان جنگل انبوه به تندی می‌پیچد.»

The path doglegs through the dense forest.

«خط لوله مجبور شد دور سازه موجود به تندی بپیچد.»

The pipeline had to dogleg around the existing structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000