در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زنی که در فعالیت جنسی سادیستیک-مازوخیستیک نقش غالب را ایفا میکند.
A woman who takes a dominant role in sado-masochistic sexual activity.
«این فیلم یک شخصیت دومیناتریکس قدرتمند داشت.»
“The movie featured a powerful dominatrix character.”
«او تصمیم گرفت نقش دومیناتریکس را در هنر خود کاوش کند.»
“She chose to explore the role of a dominatrix in her art.”