doodads
اسم — خرت و پرت
وسایل کوچک، بینام یا بیاهمیت؛ ابزارکها یا خردهریزها.
Small, often unnamed or insignificant articles; gadgets or trinkets.
«او یک کشو پر از خرت و پرتهای بیمصرف داشت.»
“He had a drawer full of useless doodads.”
«بچهها عاشق بازی با چیزمیزهای رنگارنگ بودند.»
“The kids loved playing with the colorful doodads.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اغلب به یک دستگاه کوچک و نوآورانه با عملکرد خاص اشاره دارد. میتواند به جای 'doodads' برای وسایل کوچک و مفید استفاده شود، اما 'doodads' بر جنبه بیاهمیت یا بینام بودن تأکید میکند. 'او عاشق جمعآوری ابزارکهای جدید است' درست است، 'او چند چیزمیز برای میزش خرید' درست است، اما 'او چند ابزارک برای میزش خرید' ممکن است به معنای کاربردیتر بودن باشد.
Common. Often implies a small, innovative device with a specific function. Can be interchangeable when referring to small, useful items, but 'doodads' emphasizes the trivial or unnamed aspect. 'He loves collecting new gadgets' works, 'She bought some doodads for her desk' works, but 'She bought some gadgets for her desk' might imply more utility.
رایج. به اشیاء کوچک و تزئینی، معمولاً کمارزش، اشاره دارد. با 'doodads' قابل جایگزینی است وقتی اشیاء صرفاً تزئینی یا بیاهمیت باشند. 'قفسه او پر از اشیاء تزئینی بود' درست است، 'فروشگاه انواع چیزمیز میفروخت' درست است.
Common. Refers to small, decorative objects, typically of little value. Interchangeable with 'doodads' when the items are purely ornamental or trivial. 'Her shelf was full of knickknacks' works, 'The store sold various doodads' works.
غیررسمی. وقتی نام چیزی را نمیدانید یا به خاطر نمیآورید استفاده میشود. در بافتهای غیررسمی با 'doodads' بسیار قابل جایگزینی است. 'میتوانی آن چیزه را به من بدهی؟' درست است، 'این همه چیزمیز روی میزت چیست؟' درست است.
Informal. Used when you don't know or can't remember the name of something. Highly interchangeable with 'doodads' in informal contexts. 'Can you hand me that thingamajig?' works, 'What are all these doodads on your table?' works.