doodad

doo·dad/ˈduːdæd/
noun (اسم)informalplural (جمع): doodads

اسم — این چیز

این چیزوسیله کوچک

شیء یا وسیله کوچک که معمولاً نامش معلوم نیست یا فراموش شده است.

A small object or gadget, typically one whose name is not known or forgotten.

«آن چیز کوچک روی میز را به من بده.»

Pass me that doodad on the table.

«برای تعمیر این دستگاه به یک وسیله کوچک نیاز دارم.»

I need a doodad to fix this machine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thingamajigچیزکی

غیررسمی است و وقتی اسم چیزی را نمی‌دانند یا فراموش شده به کار می‌رود؛ قابل تعویض با doodad.

Informal. Used when the name of something is unknown or forgotten; interchangeable with doodad.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000