در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری که به در وصل است و با ضربه زدن صدای کوبیدن تولید میکند تا حضور کسی را اعلام کند.
A device attached to a door that is struck to make a knocking sound for announcing someone's presence.
«او درکوب را گرفت و با صدای بلند ضربه زد.»
“She grabbed the doorknocker and rapped loudly.”
«درکوب از جنس برنج ساخته شده بود.»
“The doorknocker was made of brass.”
رایج. شکل کوتاهتر doorknocker است و معمولاً غیررسمی به کار میرود.
Common. A shorter term for a doorknocker, often used colloquially.