doss

/dɒs/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): dossedpast participle (مفعولی): dossed-ing (حال): dossing3rd (سوم): dosses

فعل — تنبل‌کاری کردن

تنبل‌کاری کردنول‌گشتن

به طور غیررسمی، صرف زمان به شکل تنبلانه یا بی‌کار، معمولاً اجتناب از انجام کار یا مسئولیت‌ها.

(Informal) To spend time lazily or idly, often avoiding work or responsibilities.

«آنها تمام بعدازظهر را بیکار گذراندند.»

They dossed around all afternoon.

«او دوست دارد آخر هفته‌ها تنبل‌کاری کند.»

He likes to doss on weekends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lazeول گشتن، تنبل بازی در آوردن

غیررسمی. وقتی معنی بیکار گذراندن است، در انگلیسی بریتانیایی غیررسمی جایگزین doss می‌شود.

Informal. Interchangeable with 'doss' when meaning to spend time idly, often in informal British English.

متضادها
2noun (اسم)informalplural (جمع): dosses

اسم — محل خواب موقت

محل خواب موقتپناهگاه موقت

مکانی برای خوابیدن یا استراحت موقت، معمولاً اقامتگاهی ارزان یا موقت.

(Informal) A place to sleep or rest temporarily, often a cheap or makeshift accommodation.

«آنها برای شب یک مکان خواب موقت پیدا کردند.»

They found a doss for the night.

«پناهگاه به افراد بی‌خانمان جای خواب موقت می‌دهد.»

The shelter offers doss to homeless people.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000