dossed

/dɒst/
verb (فعل)informalpast (گذشته): dossedpast participle (مفعولی): dossed-ing (حال): dossing3rd (سوم): dosses

فعل — تنبل‌کاری کرد

تنبل‌کاری کردول‌گشت

گذشته فعل 'doss' که به معنی وقت گذراندن به طور تنبلی یا بیکار است.

Past tense of ‘doss’, meaning spent time lazily or idly.

«او به جای کار کردن تمام روز را بیکار گذراند.»

He dossed all day instead of working.

«آنها نزدیک رودخانه استراحت کردند.»

They dossed down near the river.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000