در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که حال ذهنی خوبی ندارد یا رفتارهای عجیبی دارد؛ کمی دیوانه یا عجیب و غریب.
Mentally unwell or behaving strangely; eccentric or slightly crazy.
«مادربزرگ من کمی دیوانه است اما خیلی مهربان است.»
“My grandmother is a bit dotty but very kind.”
«او همیشه ایدههای عجیب و غریبی دارد که مردم را میخنداند.»
“He always has dotty ideas that make people laugh.”
رسمی یا ادبی. رفتار غیرمعمول یا نامتعارف را میرساند، الزاماً بیماری ذهنی نیست.
Formal or literary. Implies unusual or unconventional behavior, not necessarily mental illness. For example, 'an eccentric artist' fits, but not 'a dotty patient'.
غیررسمی و رایج. برای بیماری ذهنی یا رفتار عجیب استفاده میشود. کمی شدیدتر از dotty است.
Informal and common. Used broadly for mental illness or wild behavior. Slightly stronger than 'dotty'.