dote

/doʊt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): dotedpast participle (مفعولی): doted-ing (حال): doting3rd (سوم): dotes

فعل — عاشق شدن

عاشق شدنغرق محبت شدن

عشق یا محبت بیش از حد نشان دادن، معمولا به طرز غیرمعقول

To show excessive love or fondness, often to a silly degree.

«پدربزرگ و مادربزرگ‌ها بر نوه‌هایشان محبت زیادی می‌کنند.»

Grandparents dote on their grandchildren.

«او به سگ خانگی‌اش خیلی علاقه دارد.»

She dotes on her pet dog.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adoreستایش کردن

رسمی و عشق یا تحسین قوی، معمولا کلی‌تر از dote است.

Formal and strong love or admiration, often more general than 'dote'.

cherishگرامی داشتن

عشق محبت‌آمیز و مراقبت‌کننده، کمی رسمی‌تر و ماندگارتر از dote.

Affectionate and caring love, slightly more formal and lasting than dote.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000