downfield

down·field/ˌdaʊnˈfiːld/
downtowards lower or fartherfieldopen land
adverb (قید)common

قید — به سمت جلوی زمین

به سمت جلوی زمینبه سمت مقصد بازی

در جهتی که از بازیکن دور و به سمت دروازه حریف است، به‌ویژه در فوتبال آمریکایی.

In the direction away from the player towards the opponent’s goal, especially in football.

«او توپ را به سمت جلوی زمین به هم‌تیمی‌اش پرتاب کرد.»

He threw the ball downfield to his teammate.

«بازیکن خط دوئل سریع به سمت جلوی زمین حرکت کرد.»

The running back moved quickly downfield.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000