downed

/ˈdaʊnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): downedpast participle (مفعولی): downed-ing (حال): downing3rd (سوم): downs

فعل — سقوط داد

سقوط دادبه زمین انداخت

گذشته فعل «خم شدن» یا «به زمین انداختن»: باعث افتادن چیزی یا کسی شدن.

Past tense of 'down': to bring something or someone to the ground or to cause to fall.

«کوارتر‌بک با یک تکل به زمین افتاد.»

The quarterback was downed by a tackle.

«هواپیما توسط آتش دشمن ساقط شد.»

The aircraft was downed by enemy fire.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fellافتاد

روزمره. اصطلاح عمومی برای افتادن یا انداختن.

Everyday. General term for falling or causing to fall.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000