doxy

dox·y/ˈdɒksi/
noun (اسم)archaicplural (جمع): doxies

اسم — عروسک روسپی

عروسک روسپیزن بدنام

اصطلاح تحقیرآمیز برای زن، معمولاً با مفهوم تن‌فروشی یا اخلاق شل.

A derogatory term for a woman, often implying a prostitute or loose morals.

«رمان قدیمی از کلمه 'doxy' برای توصیف شخصیت استفاده کرده بود.»

The old novel used 'doxy' to describe the character.

«او با خطاب کردن او به عنوان doxy به او توهین کرد.»

He insulted her by calling her a doxy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000