dramatise

dra·ma·tise/ˈdræmətaɪz/
dramaa play or theatrical work-tise (ize)to make or become
verb (فعل)commonpast (گذشته): dramatisedpast participle (مفعولی): dramatised-ing (حال): dramatising3rd (سوم): dramatises

فعل — دراماتیزه کردن

دراماتیزه کردننمایشنامه‌ای کردن

داستانی را برای اجرا روی صحنه یا صفحه نمایش اقتباس کردن؛ یا چیزی را پر احساس‌تر کردن.

To adapt a story for performance on stage or screen; to make something more dramatic.

«آن‌ها تصمیم گرفتند رمان را برای تلویزیون دراماتیزه کنند.»

They decided to dramatise the novel for TV.

«او معمولاً رویدادهای روزمره را بزرگ‌نمایی می‌کند.»

He tends to dramatise everyday events.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dramatizeدراماتیزه کردن

املا بریتانیایی که برابر به معنی دراماتیزه کردن است.

British spelling equivalent, used interchangeably.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000