verb (فعل)commonpast (گذشته): dredgedpast participle (مفعولی): dredged-ing (حال): dredging3rd (سوم): dredges
فعل — لایروبی کردن
لایروبی کردن
گذشتهٔ dredge؛ تمیز یا عمیقتر کردن مسیر آب با خارج کردن گل و زباله.
Past tense of 'dredge'; to clean or deepen a waterway by scooping out mud or debris.
«آنها برای جلوگیری از سیل رودخانه را لایروبی کردند.»
“They dredged the river to prevent flooding.”
«بنادر تابستان گذشته لایروبی شدند.»
“The harbor was dredged last summer.”
تفاوت با واژههای مشابه
excavated— حفاری شده
رایج. به معنای حفر یا پاکسازی است، شبیه لایروبی اما معمولاً روی زمین.
Common. Means dug or cleared out, similar to dredging but often on land.