اسم — رویاها
جمع 'dream'؛ مجموعهای از افکار، تصاویر و احساسات که در ذهن فرد هنگام خواب رخ میدهد.
Plural of 'dream'; a series of thoughts, images, and sensations occurring in a person's mind during sleep.
«او اغلب رویاهای واضح میبیند.»
“She often has vivid dreams.”
«بیدار شدم و تکههایی از رویاهایم را به یاد آوردم.»
“I woke up remembering fragments of my dreams.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. نوع خاصی از رویا است که با محتوای ترسناک یا ناخوشایند مشخص میشود. 'دیشب یک کابوس دیدم' در مقابل 'خوابهای خوبی دیدم.'
Everyday. Specific type of dream, characterized by frightening or unpleasant content. 'I had a nightmare last night' vs. 'I had good dreams.'
رسمی/ادبی. اغلب شامل عنصر ماوراء طبیعی یا نبوی، یا تجربهای بسیار واضح و غالباً روحانی است که لزوماً در طول خواب رخ نمیدهد. 'او مکاشفههایی از آینده داشت.'
Formal/Literary. Often implies a supernatural or prophetic element, or a very vivid, often spiritual, experience, not necessarily during sleep. 'He had visions of the future.'
متضادها
اسم — آرزوها
جمع 'dream'؛ آرزوها، جاهطلبیها یا آرمانهای گرامیداشته شده.
Plural of 'dream'; cherished aspirations, ambitions, or ideals.
«او سخت تلاش کرد تا به آرزوهایش برسد.»
“She worked hard to achieve her dreams.”
«همه ما برای آیندهای بهتر رویاهایی داریم.»
“We all have dreams for a better future.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. خاص تمایل قوی برای دستیابی به موفقیت، قدرت یا ثروت. 'جاهطلبی او این است که دکتر شود' در مقابل 'او رویاهای بزرگی برای آیندهاش دارد.'
Everyday. Specific to a strong desire to achieve success, power, or wealth. 'Her ambition is to be a doctor' vs. 'He has big dreams for his future.'
روزمره. اهدافی ملموستر و مشخصتر که فرد قصد دستیابی به آنها را دارد. 'هدف من این است که این پروژه را تا جمعه تمام کنم' در مقابل 'رویاهای او شامل سفر به دور دنیا میشود.'
Everyday. More concrete and specific targets one aims to achieve. 'My goal is to finish this project by Friday' vs. 'Her dreams include traveling the world.'
متضادها
فعل — رویا میبیند
شکل سوم شخص مفرد حال ساده فعل 'dream'؛ در خواب رویا میبیند.
Third-person singular simple present indicative of 'dream'; experiences dreams during sleep.
«او اغلب در مورد پرواز رویا میبیند.»
“He often dreams about flying.”
«وقتی او میخوابد، درباره سرزمینهای دور رویا میبیند.»
“When she sleeps, she dreams of distant lands.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. اصطلاحی گستردهتر که به تشکیل تصاویر یا مفاهیم ذهنی اشاره دارد، نه لزوماً در طول خواب. 'او یک باغ زیبا را تصور میکند' در مقابل 'او هر شب رویا میبیند.'
Everyday. Broader term, refers to forming mental images or concepts, not necessarily during sleep. 'She imagines a beautiful garden' vs. 'He dreams every night.'