visions

/ˈvɪʒənz/
visionthe faculty or ability of seeing
1noun (اسم)commonplural (جمع): visions

اسم — تصاویر ذهنی

تصاویر ذهنیرویاهای ذهنی

تصاویر یا صحنه‌هایی که در ذهن دیده می‌شوند، اغلب خیالی یا فراطبیعی.

Images or scenes seen in the mind, often imaginary or supernatural.

«او تصاویری از آینده‌ای روشن داشت.»

He had visions of a bright future.

«نقاشی قدیمی، دیدهای مذهبی را نشان می‌داد.»

The old painting showed religious visions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hallucinationsتوهمات

فنی/پزشکی. ادراک‌هایی بدون محرک خارجی؛ شبیه اما اغلب پزشکی‌تر از vision است.

Technical/medical. Perceptions without external stimulus; similar but often more clinical than visions.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — بینایی

بیناییدید

توانایی دیدن؛ بینایی.

The ability to see; sight.

«بینایی او بدون عینک عالی است.»

Her vision is excellent without glasses.

«این بیماری بینایی او را تحت تأثیر قرار داد.»

The disease affected his vision.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sightبینایی

رایج. مترادف مستقیم که بر توانایی دیدن تاکید دارد.

Common. Direct synonym focusing on visual ability.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000