اسم — تصاویر ذهنی
تصاویر یا صحنههایی که در ذهن دیده میشوند، اغلب خیالی یا فراطبیعی.
Images or scenes seen in the mind, often imaginary or supernatural.
«او تصاویری از آیندهای روشن داشت.»
“He had visions of a bright future.”
«نقاشی قدیمی، دیدهای مذهبی را نشان میداد.»
“The old painting showed religious visions.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/پزشکی. ادراکهایی بدون محرک خارجی؛ شبیه اما اغلب پزشکیتر از vision است.
Technical/medical. Perceptions without external stimulus; similar but often more clinical than visions.
متضادها
اسم — بینایی
توانایی دیدن؛ بینایی.
The ability to see; sight.
«بینایی او بدون عینک عالی است.»
“Her vision is excellent without glasses.”
«این بیماری بینایی او را تحت تأثیر قرار داد.»
“The disease affected his vision.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. مترادف مستقیم که بر توانایی دیدن تاکید دارد.
Common. Direct synonym focusing on visual ability.