visibility

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vis·i·bil·i·ty/ˌvɪzəˈbɪləti/
visto see-ibleable to be-itystate or condition
noun (اسم)common

اسم — دید

دیدقابلیت رؤیت

وضعیت یا کیفیت دیده شدن یا توانایی دیدن.

The state or quality of being able to see or be seen.

«مه دید را روی جاده کاهش داد.»

Fog reduced visibility on the road.

«دید از بالای کوه بسیار خوب بود.»

The visibility from the mountain top was excellent.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clarityوضوح

رایج. به وضوح دید یا فهم اشاره دارد، مشابه اما بیشتر به شفافیت مربوط است.

Common. Refers to clearness of vision or understanding, similar but more specific to clearness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000