dreaming

dream·ing/ˈdriːmɪŋ/
dreama series of thoughts or images during sleep-ingpresent participle or gerund suffix
noun (اسم)common

اسم — خواب دیدن

خواب دیدندیدن خواب

فرآیند دیدن خواب‌ها هنگام خوابیدن.

The experience of having dreams during sleep.

«او خواب‌هایش را به‌وضوح به خاطر می‌آورد.»

She remembers her dreaming clearly.

«گاهی اوقات خواب دیدن بسیار واضح است.»

Dreaming can be very vivid sometimes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000