در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به نحوی که نشاندهنده خیالبافی یا غرق شدن در افکار باشد.
In a manner that suggests daydreaming or being lost in thought.
«او با خلسه به بیرون پنجره نگاه کرده و لبخند زد.»
“She smiled dreamily while staring out the window.”
«او با خیالپردازی درباره برنامههای آیندهاش صحبت کرد.»
“He spoke dreamily about his future plans.”
رسمی. اغلب در توصیف نگاههای دورافتاده یا فکری قابل جایگزین است.
Formal. Often used interchangeably when describing thoughtful or distant looks.