dreamily

dream·i·ly/ˈdriːmɪli/
dreamyfull of dreams or having a dreamy quality-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): dreamyposition (جایگاه): end

قید — به‌طو رخیال‌پردازانه

به‌طو رخیال‌پردازانهبا خلسه

به نحوی که نشان‌دهنده خیال‌بافی یا غرق شدن در افکار باشد.

In a manner that suggests daydreaming or being lost in thought.

«او با خلسه به بیرون پنجره نگاه کرده و لبخند زد.»

She smiled dreamily while staring out the window.

«او با خیال‌پردازی درباره برنامه‌های آینده‌اش صحبت کرد.»

He spoke dreamily about his future plans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pensivelyمتفکرانه

رسمی. اغلب در توصیف نگاه‌های دورافتاده یا فکری قابل جایگزین است.

Formal. Often used interchangeably when describing thoughtful or distant looks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000