در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای کیفیتی جادویی یا دلپذیر و غیرواقعی؛ شبیه رویا.
Having a magical or pleasantly unreal quality; dreamlike.
«او نگاهی رویایی در چشمانش داشت.»
“She had a dreamy look in her eyes.”
«موسیقی کیفیتی رویایی داشت.»
“The music had a dreamy quality to it.”
ادبی/رسمی. بیانگر لطافت و سبکی فوقالعاده است، تقریباً برای این دنیا بیش از حد کامل. اغلب کیفیتی زیبا و تقریباً معنوی را میرساند. 'زیبایی آسمانی' درست است. 'منظرهای رویایی و آسمانی' به خوبی کار میکند.
Literary/formal. Suggests extreme delicacy and lightness, almost too perfect for this world. Often implies a beautiful, almost spiritual quality. 'An ethereal beauty' works. 'A dreamy, ethereal landscape' works well.
روزمره. مشخصه آن شوخطبعی بازیگوش یا خیالی است. میتواند با 'dreamy' همپوشانی داشته باشد وقتی به ویژگیهای تخیلی و کمی غیرعادی اشاره میکند، اما کمتر بر جنبه 'غیرواقعی' تمرکز دارد. 'تزئین هوسانگیز' درست است. 'داستانی رویایی و هوسانگیز' میتواند درست باشد اگر داستان غیرعادی هم باشد.
Everyday. Characterized by playful or fanciful humor. Can overlap with 'dreamy' when referring to imaginative, slightly unusual qualities, but less focused on the 'unreal' aspect. 'A whimsical decoration' works. 'A dreamy, whimsical tale' can work if the tale is also unusual.
متمایل به رویاپردازی یا غرق در افکار بودن؛ غیر دنیوی.
Tending to daydream or to be lost in thought; unworldly.
«او پسری خیالباف بود و همیشه در دنیای خودش غرق بود.»
“He was a dreamy boy, always lost in his own world.”
«طبیعت رویایی او او را هنرمند خوبی ساخته بود.»
“Her dreamy nature made her a good artist.”