اسم — اهداف
شکل جمع 'goal' به معنای هدف جاهطلبی یا تلاش یک فرد؛ یک مقصد یا نتیجه مطلوب.
The plural form of goal, meaning the object of a person's ambition or effort; an aim or desired result.
«تعیین اهداف روشن برای موفقیت مهم است.»
“Setting clear goals is important for success.”
«تیم ما برای سه ماهه بعدی اهداف جاهطلبانهای دارد.»
“Our team has ambitious goals for the next quarter.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. نتیجهای خاص که یک شخص یا سیستم قصد دارد در یک بازه زمانی به آن دست یابد. بسیار شبیه و اغلب در زمینههای تجاری یا برنامهریزی قابل تعویض است.
Formal. A specific result that a person or system aims to achieve within a time frame. Very similar and often interchangeable in business or planning contexts.
رایج. یک منظور یا قصد؛ نتیجهای مطلوب. اغلب قابل تعویض است، اما 'aims' گاهی اوقات میتواند کمتر از 'goals' مشخص باشد.
Common. A purpose or intention; a desired outcome. Often interchangeable, but 'aims' can sometimes be less specific than 'goals'.
اسم — گلها
شکل جمع 'goal' به معنای امتیاز گرفتن در ورزش، یا چارچوبی که بازیکنان سعی میکنند توپ را وارد آن کنند.
The plural form of goal, meaning an instance of scoring in sports, or the structure into which players try to score.
«مهاجم دو گل دیدنی به ثمر رساند.»
“The striker scored two impressive goals.”
«تیم چندین گل دیرهنگام دریافت کرد.»
“The team conceded several late goals.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. تعداد امتیازات، گلها، رانها و غیره که در یک بازی یا مسابقه کسب شده است. هنگام اشاره به مجموع امتیازات کسب شده، قابل تعویض است.
Common. The number of points, goals, runs, etc. achieved in a game or contest. Interchangeable when referring to the tally of points made.
رایج. سازهای که به عنوان دروازه در برخی ورزشها، به ویژه فوتبال یا هاکی، استفاده میشود. هنگام اشاره به ساختار فیزیکی قابل تعویض است.
Common. The structure used as a goal in some sports, especially soccer or hockey. Interchangeable when referring to the physical structure.