nets

/nɛts/
neta meshed fabric-splural marker / third-person singular present
1noun (اسم)commonplural (جمع): nets

اسم — تورها

تورهاشبکه‌ها

توری‌هایی از نخ، طناب یا سیم که در فواصل منظم گره خورده یا بافته شده‌اند، معمولاً برای گرفتن ماهی یا حیوانات دیگر استفاده می‌شوند.

Meshes of string, cord, or wire knotted or woven together at regular intervals, typically used for catching fish or other animals.

«ماهیگیران تورهای خود را به دریا انداختند.»

The fishermen cast their nets into the sea.

«دروازه‌های فوتبال تور دارند تا توپ را بگیرند.»

Soccer goals have nets to catch the ball.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): nettedpast participle (مفعولی): netted-ing (حال): netting3rd (سوم): nets

فعل — با تور می‌گیرد

با تور می‌گیردبه دام می‌اندازد

چیزی را با تور می‌گیرد یا به دام می‌اندازد.

Catches or traps something with a net.

«عنکبوت مگس‌ها را در تار خود به دام می‌اندازد.»

The spider nets flies in its web.

«او اغلب در سفرهایش چندین ماهی را با تور می‌گیرد.»

He often nets several fish during his trips.

تفاوت با واژه‌های مشابه
catchesمی‌گیرد

روزمره. اصطلاح عمومی برای گرفتن چیزی که در حال حرکت است. 'Nets' به طور خاص به استفاده از تور اشاره دارد. 'او توپ را می‌گیرد' درست است، 'او ماهی را با تور می‌گیرد' درست است، اما 'او ماهی می‌گیرد' نیز خوب است.

Everyday. General term for securing something that is moving. 'Nets' specifically implies using a net. 'He catches the ball' works, 'He nets a fish' works, but 'He catches a fish' is also fine.

trapsبه دام می‌اندازد

روزمره. به معنای گرفتن حیوان در تله. 'Nets' روش (استفاده از تور) را مشخص می‌کند، در حالی که 'traps' طیف وسیع‌تری از ابزارها را شامل می‌شود. 'او خرگوش‌ها را به دام می‌اندازد' در مقابل 'او خرگوش‌ها را با تور می‌گیرد' (اگر از تور استفاده کند).

Everyday. To catch an animal in a trap. 'Nets' specifies the method (using a net), while 'traps' implies a broader range of devices. 'He traps rabbits' vs 'He nets rabbits' (if using a net).

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): nettedpast participle (مفعولی): netted-ing (حال): netting3rd (سوم): nets

فعل — سود خالص می‌برد

سود خالص می‌بردبه دست می‌آورد

مقدار مشخصی را به عنوان سود یا درآمد پس از کسر هزینه‌ها به دست می‌آورد یا کسب می‌کند.

Obtains or earns a specified amount as profit or gain after expenses.

«این شرکت هر سال میلیون‌ها دلار سود خالص می‌برد.»

The company nets millions in profit each year.

«پس از مالیات، او درآمد قابل قبولی به دست می‌آورد.»

After taxes, he nets a decent income.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earnsدرآمد کسب می‌کند

روزمره. اصطلاح عمومی برای دریافت پول در ازای کار انجام شده. 'Nets' به طور خاص به مقدار باقی‌مانده پس از کسر اشاره دارد. 'او حقوق کسب می‌کند' در مقابل 'شرکت سود خالص می‌برد'.

Everyday. General term for receiving money for work done. 'Nets' specifically refers to the amount remaining after deductions. 'He earns a salary' vs 'The company nets a profit'.

profitsسود می‌کند

روزمره. به معنای به دست آوردن مزیت یا فایده مالی. 'Nets' بر مبلغ نهایی محاسبه شده تمرکز دارد، در حالی که 'profits' می‌تواند کلی‌تر درباره عمل پول‌سازی باشد. 'کسب و کار از فروش خود سود می‌برد' در مقابل 'کسب و کار یک میلیون دلار سود خالص می‌برد'.

Everyday. To gain financial advantage or benefit. 'Nets' focuses on the calculated final amount, while 'profits' can be more general about the act of making money. 'The business profits from its sales' vs 'The business nets a million dollars'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000