traps

/træps/
1noun (اسم)commonplural (جمع): traps

اسم — دام‌ها

دام‌هاتله‌ها

جمع trap؛ ابزارهایی که برای به‌دام انداختن حیوانات یا اشیا استفاده می‌شوند.

Plural of 'trap', devices designed to catch animals or things.

«شکارچی‌ها تله‌ها را در جنگل نصب کردند.»

The hunters set traps in the forest.

«تله‌های موش برای گرفتن جونده‌ها کاربردی هستند.»

Mouse traps are useful to catch rodents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snareگِرده

رایج. معمولاً دام ساده برای گرفتن حیوانات؛ در این زمینه قابل جایگزینی است.

Common. Often a simple trap for catching animals. Interchangeable in animal catching contexts.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): trappedpast participle (مفعولی): trapped-ing (حال): trapping3rd (سوم): traps

فعل — می‌گیرد

می‌گیردبه دام می‌اندازد

شکل سوم شخص مفرد فعل trap به معنای به دام انداختن یا حبس کردن چیزی.

Third person singular present tense of 'trap', meaning to catch or confine something.

«او پروانه‌ها را با تور می‌گیرد.»

She traps butterflies in a net.

«غار هوای سرد را درون خود حبس می‌کند.»

The cave traps cold air inside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
captureگرفتن

رسمی. به معنای گرفتن یا کنترل چیزی است، مشابه trap در برخی زمینه‌ها.

Formal. Means to catch or take control of something, similar to 'trap' in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000